یکشنبه , 23 جولای 2017
آخرین محصولات
خانه - موسیقی - شعر - سر خجلت بزیر از روی آن آیینه رو دارم

سر خجلت بزیر از روی آن آیینه رو دارم

en5966سر خجلت بزیر از روی آن آیینه رو دارم

گنهکارم ولیکن چشم بخشایش ازو دارم

دلم زین آرزو خون شد که جان در پایت افشانم

برفتی از برم اما هنوز این آرزو دارم

ز بیم آنکه بیدردی نظر بر اشکم اندازد

چو مینا گریه پنهان خود را در گلو دارم

شکستم ناله را در سینه هرچند از پریشانی

هزاران نغمه ی جانسوز در هر تار مو دارم

به فریاد نگاهم گوش کن گر بسته ام لب را

که با چشم سخنگویت هزاران گفتگو دارم

نشان آبرومندیست چشم گوهر افشانم

به دامان تو بود اشکم چو بیم از آبرو دارم

بلا چون گرد برخیزد به هرجا مینهم پا را

چو باران فتنه میبارد به هرجا سر فرو آرم

ابوالحسن ورزی

 

سر خجلت بزیر از روی آن آیینه رو دارم
5 (100%) 1

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*