سرخط خبرها

زندگی ویل درانت

ویل درانت نویسنده و تاریخ نگار مشهور که صاحب اثر “تاریخ تمدن” خواسته اش این بود که کشیش که کتابی او را از کشیشی به فلسفه علاقه پیدا کرد و در این زمینه تلاشهای زیادی کرد و فلاسفه را که در آن زمان برای بسیاری از مردم غیر قابل فهم بود به خانه های انها برد.

ویل درانت
ویل درانت

برگزيده اي از زندگي

1885 : در پنجم نوامبر در منطقه ي “نورث آدامز” ماساچوست به دنيا آمد.

1900 : وارد كليساي “سان پيترو” گرديد تا کشيش شود.

1903 : کليسا را ترک كرد و از کشيش شدن منصرف شد.

1907 : در نشريه ي “شب نيويورک” به عنوان خبرنگار آغاز به كار كرد.

1912 : سفر يکساله ي خود را به اروپا آغاز کرد.

1913: وارد دانشگاه “کلمبيا” شد تا در رشته هاي زيست شناسي و فلسفه تحصيل کند.

1914 : در کليسايي در شهر “نيويورک” به ايراد خطابه هايي در باب فلسفه، تاريخ و ادبيات پرداخت.

1917 : از دانشگاه “کلمبيا” دکتراي فلسفه گرفت.

1921 : مدرسه ي “ليبرتپل” را بنا نهاد.

1925 : نگارش کتاب “انديشمندان معاصر آمريکا”.

1926: نگارش کتاب “تاريخ فلسفه” را به پايان رساند و کتاب “زندگي و باورهاي انديشمندان بزرگ” را منتشر نمود.

1927: تصميم به نگارش و تدوين “تاريخ تمدن جهان” گرفت. از کارها و امور اجرايي کناره گيري كرد.

1929 : انتشار کتاب “كاخهاي فلسفه”.

1930: سفر به دور دنيا را آغاز نمود و “مصر”، “خاورنزديک”،”هندوستان”، “ژاپن” و سرزمين هاي “خاور دور” را از نزديک ديد.

1932 : رهسپار “ژاپن”، “منچوري”، “سيبري”، “روسيه” و “لهستان” شد.

1935 : کتاب “مشرق زمين، گاهواره ي تمدن” را منتشر كرد.

1939 : انتشار کتاب “يونان باستان”.

1944 : انتشار کتاب “قيصر و مسيح”.

1948 : به مدت شش ماه به کشورهاي “ترکيه”، “عراق”، “ايران” و نيز “اروپاي شرقي” سفر کرد.

1950 : انتشار کتاب “عصر ايمان”.

1951: بازگشت مجدد به “ايتاليا”.

1953: انتشار کتاب “رنسانس” و کتاب “اصلاح دين”.

1954: بازديد مجدد از کشورهاي “آلمان”، “سوئيس”، “فرانسه” و “انگلستان”.

1961 : انتشار کتاب “آغاز عصر خرد”.

1964 : انتشار کتاب “عصر لويي چهاردهم”.

1965 : انتشار کتاب “عصر ولتر”.

1967 : انتشار کتاب “روسو و انقلاب”.

1968 : جايزه ي ويژه ي ادبي “پوليتزر” را دريافت كرد.

1970 : آخرين کتاب خود را با نام “تفسيرهايي بر زندگي” نوشت.

1975 : انتشار کتاب “عصر ناپلئون”.

1981: در 25 اکتبر يعني سيزده روز پيش از مرگ ويل دورانت، همسرش “آريل” از دنيا رفت .خود او نيز در هفتم نوامبر و در سن 96 سالگي، زندگي را بدرود گفت.

حال زندگینامه کامل ویل درانت:

ويلیام جمیز دورانت”، مشهور به “ویل دورانت”، نویسنده و تاریخ نگار مشهور در پنجم نوامبر سال 1885 میلادی در “نورث آدامز” ماساچوست به دنیا آمد.

مهمترین اثر ویل دورانت، “تاریخ تمدن” نام دارد که در یازده جلد انتشار یافته است و نام این کتابها عبارت است از : “مشرق زمین” ، “گاهواره ي زمین”، “یونان باستان”، “قیصر و مسیح”، “عصر ایمان”، “رنسانس” ، “اصلاح دینی”، “آغاز عصر خرد”، “عصر لویی چهاردهم”، “عصر ولتر”، “روسو و انقلاب” و “عصر ناپلئون”.

او با اینکه می خواست کشیش شود، اما در دانشگاه، بیشتر دانش ها، از زیست شناسی گرفته تا آموزش و پرورش را تجربه کرد و سرانجام پس از خواندن کتاب “اخلاق” اسپینوزا به سراغ فلسفه رفت، آن را تا دکترا ادامه داد و استاد دانشگاه شد و کتابهای فلسفی زیادی را تألیف كرد. “هنری توماس” یک بخش از کتاب خود را با نام “بزرگان فلسفه” ويژه ي او كرده و نوشته است:

“بزرگترین کار ويل دورانت در فلسفه این بود که انديشه هاي پیچیده ي فلسفی را به زبان ساده بیان کرد. او فلسفه را که دور از دسترس مردم عادی بود به خانه های آنها برد و آن را برای همه قابل فهم کرد.”

اما همه ي اینها دورانت را خشنود نکرد، تا اینکه به گفته ي خود، برای “برآوردن حس کنجکاوی”، سر از تاریخ درآورد و در زمان استادی دانشگاه “کالیفرنیا”، کتاب “تاریخ فلسفه” اش را نوشت که انديشمندان و منتقدان دانشگاه، آن را تحسین کردند. پس از آن بود که دورانت تصمیم به نوشتن “تاریخ تمدن جهان” گرفت.

در حقيقت، او كار پژوهشي و علمي خود را از فلسفه آغاز كرد و با تاريخ به پايان رساند. دورانت پس از گذراندن دوران تحصيل، دانشنامه اش را از دانشگاه “کلمبيا” دريافت كرد.

مدتي خبرنگار روزنامه ي “شب نيويورک” بود و سپس به کار تدريس زبان لاتين، فرانسه و انگليسي در کالج “سيتون هال” پرداخت. در سال 1912 قاره ي اروپا را گشت و در سال 1913 در دانشگاه “کلمبيا” سرگرم تحصيل زيست شناسي و فلسفه شد و از محضر استاداني همچون “ديويي” بهره برد.

او برای نوشتن هر بخش از کتاب به گوشه ای از دنیا سفر می کرد؛ از مصر و ایران تا سیبری و ژاپن. هدف او نوشتن جلد اول کتاب تاریخ تمدن با نام “مشرق زمین، گهواره ي تمدن” بود. پس از چاپ جلد اول، سفرهای دور دنیای او آغاز شد که 50 سال ادامه یافت. در نهایت در سال 1975 نگارش تمامی سي جلد کتاب و همچنین سفرهایش به پايان رسید.

وی در این کتاب توانسته ‌است با بهره گيري از آثار مورخان دیگر، از “هرودوت” تا “آرنولد توین‌بی”، که از ابتدای تاریخ بشر تاکنون زیسته‌اند، مکتب نوینی از تاریخ‌نگاری را به وجود آورد.

بر خلاف دیگر تاریخ‌نگاران که تنها تمرکزشان بر رويدادهاي تاریخی و سیر تمدن بشری بود، وی در اثر خود به عوامل تمدن‌ساز در طول تاریخ نیز توجه نمود. ویل دورانت در اين ارتباط بيان داشت:

“تمدن رودی است با دو ساحل، اما بیشتر تاریخ نگاران تنها به خودِ رود توجه دارند.”

این نقل قول به این مساله اشاره دارد که تاریخ‌نگاران در بيشتر موارد، نهایت توجه و دقت خود را صرف رودخانه ي در جریان تاریخ نموده‌اند که به طور معمول، پرآشوب و پرهیاهوست و اجازه ي برداشتها و تفسيرهاي درست را نمی‌دهد. در مقابل، او دیدگاه دیگری را مطرح می‌کند که در آن حواشی تاریخ و تمدن (ساحل‌ها)، می‌توانند به اندازه ي خود متن تاریخ مهم باشند. به نظر او، همه ی مردمانی که در طول تاریخ، خانه و مجسمه ساخته يا شعر سراییده اند نيز در شکل گیری تمدن نقش داشته اند.

او با نهايت فروتني بيان کرده است که بدون همسر دلبندش، “آریل”، موفق به نوشتن تاریخ تمدن چند جلدی خود نمی شد که کار تحریر آن نیم قرن طول کشید.

دورانت مطالب کتاب را به آریل دیکته می کرد. دلبستگي این زن و شوهر به يكديگر به اندازه اي بود که در سال 1981 پس از انتقال دورانت به بیمارستان، وقتي آریل از دکتر شنید که شانس زنده ماندن شوهرش اندک است دیگر لب به غذا نزد تا اينكه درگذشت. قلب دورانت نیز پس از این که شنید آریل فوت شده از حرکت باز ماند و به او پیوست و زن و شوهر در یک روز در کنار هم دفن شدند. آریل، سيزده سال جوانتر از دورانت و در گذشته، شاگرد او بود.

انديشمند تاریخ تمدن در این مجموعه با نگاهی تحلیلی، تاریخ تمدن بشری را مورد بررسی قرار داده است. این مجموعه را مترجمانی چون “احمد بطحایی”، “احمد آرام” و “ع پاشایی” … به فارسی ترجمه كرده اند. از دیگر آثار ارزشمند این نویسنده ي مشهور ، “تاریخ ادبیات انگلیسي” در سال 1904، “تاریخ فلسفه” در سال 1926 و “تصویرهای زندگی” است که به کمک همسرش آریل دورانت نوشته است. وي پیش از نوشتن کتاب تاریخ تمدن، “اصول حکمت و مسائل اجتماعی دوران معاصر” را تالیف کرده بود.

دورانت از جوانی به سوسیالیسم به عنوان روشی که خواهد توانست به برابری انسانها در طول زندگانی و رفاه و سعادت آنان بینجامد دل بست و بر خلاف نظر مادرش که مایل بود پسرش کشیش شود، به تحصیل تاریخ، فلسفه و ادبیات پرداخت و مدرس شد و سپس به پژوهش و کار تالیف روي آورد.

مردم قدرشناس، نام دورانت را که به دریافت عالی ترین نشان آزادی نائل شده، نه تنها بر خیابان های شهرها و مدارس و دانشکده ها گذارده اند بلکه شهرک های متعدد، روزنامه و حتی هتل ها را به ياد او نامگذاری کرده اند.

سخنرانی های ويل دورانت درباره ي ادبیات ایران در دهه ي 1950 در دانشگاه “کلمبیا”، ادبیات ایران را به جهانیان شناساند. وی یک جلسه ي تمام، تنها به تفسیر این بیت حافظ پرداخته بود:

“غلام و بنده ي آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه قید تعلق پذير آزاد است”

دورانت درباره ي “فردوسی” گفته است که در میهن دوستی، همتای فردوسی به دنیا نخواهد آمد و از این بابت، ایران، سرزمینی منحصر به فرد در سراسر جهان است.

ویل دورانت در کتاب “درسهایی از تاریخ” که در سالهای آخر زندگی خود نوشت، می گوید:

“تاریخ ملتها را باید با توجه به پدیده های علمی جدید نوشت.”

دورانت 96 سال عمر کرد و سرانجام در هفتم نوامبر سال 1981 بدرود حیات گفت.

به این مطلب امتیاز دهید
نت های پیانو نت های ویولن نت های سنتور نت های گیتار

درباره ی vahid ezati

دوست دارم دارم تا تمام چیزی را که می دانم در اختیار بازدید کنندگان وب سایت قرار دهم پیشنهادات و انتقادات شما بنده را خوشحال می کند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قالب وردپرس