یکشنبه , 22 ژانویه 2017
آخرین محصولات
خانه - پزشکی - یکی از مشکلات درد و دل نکردن فرزند با والدین

یکی از مشکلات درد و دل نکردن فرزند با والدین

 

04883110584175102a

فقط حرف می زنید

اگر می خواهید پیام های اخلاقی تان توسط کودک تان درک شود، باید پیامد های سرسری گرفتن حرف های تان را هم برایش روشن کنید. اغلب والدین تنها به حرف زدن اکتفا می کنند و انتظار دارند فرزندشان مثل یک پیر دانا از حرف های آنها درس بگیرد، درحالی که تا زمانی که فرزند شما به دوره نوجوانی نرسیده و قدرت درک نصیحت های تان را پیدا نکرده، باید با روشن کردن پیامد ها او را متوجه منظورتان کنید. فرزند نوجوان شما، درست برخلاف بچه های کوچک تر، حتی اگر توسط والدینش هزینه اشتباهاتش را بپردازد، تا زمانی که در یک گفت وگوی منطقی در مورد اشتباهاتش قانع نشود، دست از تکرار آنها برنمی دارد.

تند می روید

اشتباه رایجی که از بسیاری والدین سر می زند؛ حرف زدن خارج از محدوده درک و فهم بچه هاست. اغلب والدین خیلی زودتر از آنکه کودک شان توانایی درکش را داشته باشد، برای توضیح مفاهیم از طریق واژه ها وارد عمل می شوند؛ یعنی پیش از آنکه کودک آمادگی گوش کردن را داشته باشد یا توانایی درک و فهم صحبت های آنها را داشته باشد، سراغ سخنرانی های طولانی و به خیال خودشان منطقی می روند، درحالی که کودک آنها در چنین شرایطی نه خوب به حرف های شان گوش می دهد نه حتی به فکر عمل کردن به آن حرف ها می افتد.

این اشتباهی است که ممکن است شما پیش از ورود فرزندتان به دوره بلوغ انجام داده باشید و به همین دلیل راه ارتباط تان با او را سال ها قبل از رسیدنش به بلوغ سد کرده باشید. کودک شما تا زمانی که درست گوش کردن و درست پاسخ دادن را از شما یاد نگیرد؛ نه می تواند احساساتش را آنگونه که هست در قالب کلمات بیان کند و نه می تواند ارتباط با شما را بهبود دهد.

به رفتارش بی توجهید

گاهی به زبان بدنش توجه کنید. نوجوانی که وسایل خانه را خراب می کند، احتمالا از اضطراب و تعارضات درونی رنج می برد، پس شاید پیش از آنکه برای صحبت در مورد تشویش درونی اش سراغ تان بیاید، خودتان بتوانید ماجرا را حدس بزنید و به جای حرف با عمل تان برای کاهش اضطرابش تلاش کنید. درست است که برخی تغییرات رفتاری کودکان را می توان به مرحله ای از رشد آنها نسبت داد، اما همیشه اینطور نیست؛ بچه ها گاهی با این تغییرات می خواهند با بزرگ ترها حرف بزنند، پس لحظه ای خودتان را جای او بگذارید و برای درک منظورش تلاش کنید.

به او نگاه نمی کنید

وقتی کودک تان در مورد موضوعی که گفتنش برایش آسان نیست و اهمیت زیادی برایش دارد با شما صحبت می کند، دست از همه کارهای تان بکشید و در یک موقعیت آرام در کنارش قرار بگیرید. کودک شما ساعت ها با خودش کلنجار رفته تا حرف دلش را برای تان بیرون بریزد   پس باید چشم در چشم هایش بدوزید و به حرف هایش گوش دهید. گاهی برای از بین بردن خجالت کودک و کم کردن فاصله با او، بد نیست او را با دست به سمت خودتان بکشانید. گذشته از این وقتی کودک تان در حال حرف زدن به شما نگاه می کند، تشویقش کنید و بگویید از این شیوه ارتباط برقرار کردنش خوشحال می شوید.

قدرشناس نیستید

اگر می خواهید محرم راز های کودک تان باشید، باید بعد از هر گفت وگوی جدی از او قدردانی کنید. برای مثال می توانید بگویید: «می دانم که حرف زدن در مورد این موضوع برایت راحت نبود، اما خوشحالم که آن را با من در میان گذاشتی و به خاطر این کار از تو متشکرم.» سپس می توانید درها را برای گفت وگوهای بعدی باز کنید:«هر زمان که احساس کردی دوست داری حرف هایت را با کسی در میان بگذاری، من آماده شنیدن شان هستم.» سپس می توانید با یک لبخند، آغوش مهربان و یک بدرقه فاتحانه، احساس خوب تان از شنیدن حرف هایش را به او هم منتقل کنید.

او را از احساسات تان بی خبر می گذارید

نگذارید تنها آگاهی کودک تان از احساسات شما، شنیدن عصبانیت تان باشد، بلکه پیش از آنکه عصبانیت تان را به رخ او بکشید با دقت برایش توضیح دهید که چه احساسی با رفتارش به شما منتقل شده است. مثلا اگر باز هم از مدرسه دیر به خانه آمده به او بگویید که با این کارش «نگرانی» سراغ تان می آید و اگر اتاقش را دوباره به هم ریخته برایش توضیح دهید که جمع کردن هر روزه اتاق شما را «خسته» می کند.

نگذارید بیان احساس تان از طرف او به شکل حمله و انتقاد مداوم تفسیر شود و برای رسیدن به این هدف به جای اینکه حرف تان را با ضمیر «تو» آغاز کنید، از «من» برای شروع جمله تان کمک بگیرید؛ یعنی به جای اینکه بگویید: «تو باز دیر آمدی و کلافه ام کردی»، ازجمله «من وقتی زمان زیادی از تعطیلی مدرسه می گذرد و به خانه نمی آیی نگران می شوم.» استفاده کنید.

گوش شنوا ندارید

مهم نیست شما چقدر با هم وقت می گذرانید و بازی می کنید؛ رابطه والد و فرزندی شما تنها نباید به وقت گذرانی های شادتان محدود شود، بلکه لازم است دقایقی از روز را تنها به شنیدن حرف های کودک تان اختصاص دهید. از او بخواهید در مورد اینکه روزش را چطور گذرانده برای تان توضیح دهد و با برچسب زدن روی احساساتش و شرح دادن آنها، شما را در جریان آنچه در ذهنش می گذرد قرار دهد. شما لازم است در حین شنیدن حرف های او، فعال هم باشید.

یعنی یا با تکرار حرف هایش یا با تفسیر آنها نقش یک شنونده فعال را بازی کنید مثلا اگر می گوید «امروز معلم برگه تقلبم را گرفت»، می توانید تکرار کنید که « امروز معلم برگه تقلبت را از تو گرفت؟» و بعد به این شکل حرفش را تفسیر کنید: «دیروز فرصت نداشتی برای امتحان درس بخوانی و انتظار نداشتی معلم متوجه کارت شود؟ به همین دلیل احساس ناراحتی و خجالت کردی؟» شاید حدس شما درست نباشد و کودک تان اصلا خجالت زده نشده باشد اما با این شروع می توانید او را به برون ریزی افکار و احساساتش ترغیب کنید.

به احساساتش برچسب نمی زنید

انتظار دارید حرف های تان را بفهمد و آنطور که شما می گویید زندگی کند؟ شاید نتوانید هرگز به طور صددرصد به چنین هدفی برسید، اما اگر از پس باز نگه داشتن خطوط ارتباطی تان با او بربیایید، تا اندازه زیادی به هدف تان نزدیک می شوید.

بچه ها همیشه در بیان احساسات شان توانا نیستند و این شما هستید که با برچسب زدن به احساسات شان می توانید به آنها برای مهارشان کمک کنید. اگر فرزندتان وقتی عصبانی است وسایل کمدش را بیرون می ریزد و آنها را پرت می کند، باید در ابتدا به این شکل روی احساساتش برچسب بزنید: «تو عصبانی و ناراحت هستی.»، سپس بگویید:«می توانی با من در مورد دلیل عصبانیتت صحبت کنی.» و بعد هم او را با پیامد کارش آشنا کنید: «پرت کردن وسایلت کمکی به بهتر شدن احساست نخواهد کرد و علاوه بر آن، تو وسایلی که شکسته می شود را دیگر به دست نخواهی آورد و ما دیگر وسیله جایگزینی را برای تو تهیه نخواهیم کرد.

گذشته از این، از آنجا که حاضر نیستی از وسایلت به خوبی مراقبت کنی برای چند روز از بازی با آنها محروم خواهی شد!»گذشته از این می توانید پیش قدم شوید و پیامد های مثبت را پیشنهاد کنید: «چرا با من روی تخت نمی نشینی تا در مورد مشکلت با هم صحبت کنیم و بهترین راه برای حل کردنش را پیدا کنیم؟ اگر از من کمک بخواهی، با تمام وجود به تو کمک خواهم کرد.» این کاری است که پیش از رسیدن فرزندتان به دوره بلوغ باید انجام دهید و به او آموزش دهید که وقتی احساسات منفی آزارش می دهند، به جای نشان دادن واکنش های بی معنا می تواند سراغ شما بیاید و حرف دلش را بیرون بریزد. اگر کودک شما از سال ها قبل این عادت را کسب کند، تحمل چالش های دوره بلوغ هم برای هر دوی شما آسان می شود.

منبع : آکا ایران

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*