یکشنبه , 21 ژانویه 2018
سرخط خبرها
خانه - موسیقی (صفحه 10)

موسیقی

اهنگ نت و اموزش و……… را در رابطه با موسیقی اینجا بیابید

این ترانه بوی نان نمی دهد

این ترانه بوی نان نمی دهد بوی حرف دیگران نمی دهد سفره ی دلم دوباره باز شد سفره ای که بوی نان نمی دهد نامه ای که ساده وصمیمی است بوی شعر و داستان نمی دهد : با سلام و آرزوی طول عمر که زمانه این زمان نمی دهد کاش این زمانه زیر و رو شود روی خوش به ما …

ادامه نوشته »

زندگینامه استاد شهرداد روحانی

 شهرداد روحانی: نام اصلی وی شهداد روحانی و متولد ۶ خرداد ۱۳۳۳ در تهران میباشد. وی  آهنگساز، ویولنیست، پیانیست، و رهبر ارکستر ایرانی است. سبک وی معاصر، و تا حدی در مقایسه با استادان خود نظیر انوشیروان روحانی و استادجواد معروفی، موسیقی عصر نو به‌شمار می‌رود. شهرت روحانی بیشتر به دلیل تنظیم و رهبری ارکستر کنسرت یانی است که به همراه ارکستر سلطنتی فیلارمونیک (Royal …

ادامه نوشته »

 نسیم دوش به دل بوی آشنا آورد

نسیم دوش   به دل  بوی  آشنا  آورد چه آشنا  تب و لرزی  به غمسرا  آورد   بقای  عمرِ  گرانم  فدای   خاطرِ دوست که خود  نیامد و جانی  به جانِ ما آورد   چه خوش که خاکِ رهش برتنِ نسیم افتاد که دوش بر سرِ جان تاجی از طلا آورد   نیازِ  دل   چه به دنیا و   آخرت ، زاهد چو …

ادامه نوشته »

من ندانم که عاشقی چه بلاست

من ندانم که عاشقی چه بلاست هر بلایی که هست عاشق راست زرد و خمیده گشتم از غم عشق دو رخ لعلفام و قامت راست کاشکی دل نبودیم که مرا اینهمه درد و سختی از دل خاست دل بود جای عشق و چون دل شد عشق را نیز جایگاه کجاست دل من چون رعیتیست مطیع عشق چون پادشاه کامرواست برد …

ادامه نوشته »

اشعار زیبا به مناسبت ولنتاین

نگیر از این دل دیوانه، ابر و باران را هوای تنگ غروب و شب خیابان را   اگر چه پنجره ها را گرفته ای از من نگیر خلوت گنجشکهای ایوان را   بهار، بی تو در این خانه گل نخواهد داد هوای عطر تو دیوانه کرده گلدان را   بیا که تابستان، با تو سمت و سو بدهد نگاه شعله …

ادامه نوشته »

زندگینامه یانی/ Yanni

یانی کریسومالیس: هنگامی که سخن از موسیقی عصر جدید New age به میان می آید بی اختیار اولین نامی که به ذهن ما میرسد ( یانی ) است .یانی کریسومالیس در ۱۴ نوامبر سال ۱۹۵۴ (۲۳ آبان ۱۳۳۳ ) در شهر کالاماتای یونان به دنیا آمد و دوران کودکی و نوجوانی اش را در شهر زیبا و کوهستانی کالاماتا گذراند. در سن …

ادامه نوشته »

Fired Earth Music

Fired Earth Music گروهی سازنده‌ی موسیقی پیش‌نمایش‌های تبلیغاتی است که در سال 2009 و در شهر لس‌آنجلس تأسیس شد. با ورود به صحنه‌ی تبلیغات فیلم، طولی نکشید که این گروه با ارائه‌ی نخستین آلبوم خود، یعنی Vulcano، به یکی از پیشروان این عرصه تبدیل گشت. آلبوم Vulcano مجوّزهای زیادی برای استفاده در پیش‌نمایش فیلم‌های پرفروش کسب نمود؛ از جمله این …

ادامه نوشته »

صبر سنگ

روز اول پيش خود گفتم ديگرش هرگز نخواهم ديد روز دوم باز ميگفتم ليك با اندوه و با ترديد روز سوم هم گذشت اما بر سر پيمان خود بودم ظلمت زندان مرا ميكشت باز زندانبان خود بودم آن من ديوانه عاصي در درونم هايهو مي كرد مشت بر ديوارها ميكوفت روزني را جستجو مي كرد در درونم راه ميپيمود همچو …

ادامه نوشته »

بالی بگشاییم و به سوی تو بیاییم

بگذار، که بر شاخه این صبح دلاویز                              بنشینم و از عشق سرودی بسرایم آنگاه، به صد شوق، چو مرغان سبکبال،                              پر گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم خورشید از آن دور، از آن قله پر برف                          آغوش کند باز،همه مهر،همه ناز سیمرغ طلایی پرو بالی ست که چون من                          از لانه برون آمده، دارد …

ادامه نوشته »

اشعار شب یلدا

گــذشـت پــائــیـز آمـــد فـصــل سرمـــا ســـر آغـــازش شـــب زیـبـــای یـلــــدا چــه شـبـهـای درازی دارد ایــن فصـل  یــقیــن زلـــف سیـاه گـیســـوی یـلــــدا در ایـــن فـصــل زمستــان یـکدلـی بـه محـــبــت دوسـتــی سـیــمــای یـلـــدا شــب یـلـــــدا عـجــب نیــکــو فـتــــاده  بـــه مــاه دی کـــه آیـــد بـــــوی یـلـــدا در ایــــام گــذشتــه کـــرسی عـــشـق بـپــــا بـــــود از شــــب والای یـلـــدا بـــه روی کــرسـی و سیـنـی فــراوان …

ادامه نوشته »

دلبری دارم

دلبری دارم که در دل بیقراری میکند میکُشد هر روز جان و راز داری میکند نیست بیجا کانکه خورشید ازپیِ دیداراوست گرکه با شمعی چو من ناسازگاری میکند تا نگارم را کند دور از گزند ِ روزگار ماه شبها روی بامش پاسداری میکند گرنهد گامی به صحرا ، تا ببوسد پای یار چشمه از خاک ِبیابان خویش جاری میکند ابر …

ادامه نوشته »

دیدم از دور بر افروخته سیمای تو را

دیدم از دور بر افروخته سیمای تو را خواندم از  نرگس بیمار تو غمهای تو را   منکه هرگز نگشودم به کسی چشم نیاز دارم امروز به جان تو تمنای تو را   بخدا میکشدم حسرت این غم که چو شمع نکنم گرم چرا خلوت شبهای تو را   گردش چشم سیه مست تو سرمستم کرد به جهانی ندهم مستی …

ادامه نوشته »

تو كیستی كه من اینگونه بی تو بی تابم

تو كیستی، كه من اینگونه بی تو بی تابم؟ شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم . تو چیستی، كه من از موج هر تبسم تو بسان قایق، سرگشته، روی گردابم!   تو در كدام سحر، بر كدام اسب سپید؟ تو را كدام خدا؟ تو از كدام جهان؟ تو در كدام كرانه، تو از كدام صدف؟ تو در كدام چمن، …

ادامه نوشته »

زنی را می شناسم من

زني را مي شناسم من که شوق بال و پر دارد ولي از بس که پر شور است دو صد بيم از سفر دارد * زني را مي شناسم من که در يک گوشه ي خانه ميان شستن و پختن درون آشپزخانه * سرود عشق مي خواند نگاهش ساده و تنهاست صدايش خسته و محزون اميدش در ته فرداست * …

ادامه نوشته »

بهانه شعری از مریم حیدرزاده

گفتی که به احترام دل باران باش باران شدم و به روی گل باریدم گفتی که ببوس روی نیلوفر را از عشق تو گونه های او بوسیدم گفتی که ستاره شو ، دلی روشن کن من هم چو گل ستاره ها تابیدم گفتی که برای باغ دل پیچک باش بر یاسمن نگاه تو پیچیدم گفتی که برای لحظه ای دریا …

ادامه نوشته »

اندرز و نصیحت ایرج میرزا

  روزگار تو دگر گردد و کار تو دگر  که ز روز بد تو بر تو شدم یاد آور   ای تو در دیده ی من ابهی من نور بصر  همه اعضایت تغییر کند پا تا سر    نه دگر مدح کند کس لب لعلت به شکر نه دگر ماند قد تو به سرو کشمر   چشمت آن چشمست اما …

ادامه نوشته »

دوشعر زیبا از مریم حیدرزاده

رفع زحمت حافظ کنار عکس تو من باز نیت می کنم انگار حافظ با من و من با تو صحبت می کنم وقت قرار ما گذشت و تو نمیدانم چرا دارم به این بدقولیت دیریست عادت می کنم چه ارتباط ساده ای بین من و تقدیر هست تقدیر ویران می کنم من هم مرمت می کنم در اشتباهی نازنین تو …

ادامه نوشته »

دو شعر زیبا از اخوان ثالث

باغ من آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر، با آن پوستين سرد نمناكش باغ بي برگي روز و شب تنهاست با سكوت پاك غمناكش ساز او باران، سرودش باد جامه اش شولاي عرياني ست ور جز اينش جامه اي بايد بافته بس شعله ي زر تا پودش باد گو بريد، يا نرويد، هر چه در هر كجا كه خواهد …

ادامه نوشته »

شعر کودکانه جنگ من با خواهر

توی خانه جنگ است جنگ من با خواهر پشت بالشتش باز او گرفته سنگر خرسی ما با اوست من تک و تنهایم می خورد گاهی تیر توی دست و پایم من تفنگم جاروست او تفنگش کفگیر گوله های جوراب می شود بمب و تیر ما به هم ساعت ها تیر می اندازیم هردو مان در این جنگ عاقبت می بازیم …

ادامه نوشته »

شعر کودکانه بهار

من بهارم فصل باران دوست دارم دانه ها را سبز و خرم ، شاد و خندان بازی پروانه ها را دوست دارم آسمان را آفتاب مهربان را دوست دارم روی گل را رنگ گل را بوی گل را دوست دارم ماهیان را توی چشمه، توی دریا دوست دارم هر کجا را باغ و بستان، کوه و صحرا دوست دارم، دوست …

ادامه نوشته »