سه شنبه , 19 سپتامبر 2017
سرخط خبرها
خانه - موسیقی - شعر - روزی که نگاهم به تو نسرین بدن افتد

روزی که نگاهم به تو نسرین بدن افتد

en5976روزی که نگاهم به تو نسرین بدن افتد

گلهای گلستان همه از چشم من افتد

گر باد کند زلف به روی تو پریشان

صد دسته ی سنبل به سر نسترن افتد

اندر شکن زلف تو نالد دل زارم

چون مرغ غریبی که به یاد وطن افتد

ترسم نگرد دیده ی نرگس به رخ یار

از رشک نخواهم گذرش در چمن افتد

از ماه رخت آنکه مرا کرد چو شب روز

دارم ز خدا چشم که بر روز من افتد

آشفته شود هرکه به آن زلف زند دست

دلتنگ شود هرکه جدا زآن دهن افتد

هستند در این شهر بسی نکته سرایان

“دهقان” نه کسی همچو تو شیرین سخن افتد

دهقان سامانی

روزی که نگاهم به تو نسرین بدن افتد
به این مطلب امتیاز دهید

همچنین ببینید

شعر تومور از مرتضی درویشی

قصه ام… قصه ی یک بیماریست… که جوابش کردند… و پزشکان گفتند… بگذارید که راحت …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *