یکشنبه , 19 نوامبر 2017
سرخط خبرها
خانه - موسیقی - شعر - غم بگذرد از من چو به من برگذری تو

غم بگذرد از من چو به من برگذری تو

he3527

غم بگذرد از من چو به من برگذری تو

آن لحظه شوم شاد که در من نگری تو

از نازکی پای تو ای یار دل من

رنجه شود ار سوسن و نسرین سپری تو

وین دیده روشن چو من از بهر تو خواهم

خواهم که بدین دیده روشن گذری تو

ای ناز جهان پیرهنی دوختی از ناز

بیمست که این پرده رازم بدری تو

از غایت خوبی که دگر چون تو نبینم

گویم که همانا ز جهان دگری تو

بخریده امت من به دل و جان و تو دانی

شاید که دل و جان من از غم بخری تو

ز اندازه همی بگذرد این رنج و تو از من

چون بشنوی آن قصه بدان برگذری تو

از خود خبرم نیست شب و روز ولیکن

دارم خبر از تو که ز من بی خبری تو

سرمایه این عمر سرست و جگر و دل

رنج دل و خون جگر و درد سری تو

چون زهر دهی پاسخ و چون شهد خورم من

وین از تو نزیبد که به دولت شکری تو

هر چند که کردی پسرا عیش مرا تلخ

در جمله همی گویم شیرین پسری تو

بیدادگری کم کن و اندیش که امروز

در حضرت شاه ملک دادگری تو

بیدادگران جان نبرند از تو و ترسم

کز شاه چو بیداد کنی جان نبری تو

مسعود سعد سلمان

غم بگذرد از من چو به من برگذری تو
به این مطلب امتیاز دهید
image_pdf
نت های پیانو نت های ویولن نت های سنتور نت های گیتار

همچنین ببینید

سر خجلت بزیر از روی آن آیینه رو دارم

سر خجلت بزیر از روی آن آیینه رو دارم گنهکارم ولیکن چشم بخشایش ازو دارم …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *